a
اموزشی

نکات ترجمه ی عربی

در این مقاله تمامی نکات ترجمه ی عربی کنکور را برای شما اورده ایم ، با دقت بخوانبد تا برایتان مفید واقع شود.مطمئن باشید که با یاد گرفتن این نکات ،سوالات مربوط به ترجمه را با موفقیت می گذرانید.

– در ترجمه ی اسم توجه به عدد آن ( مفرد ؛ مثنی ؛ جمع )ضروری است.

لی مِسطرةٌ وَقلمان ِوکُتُبٌ

یک خط کش و دو قلم و تعدادی کتاب دارم

– در ترجمه ی اسم نکره از « ی » و یا « یک » استفاده می کنیم.

اشتریتُ کتاباً

یک کتاب خریدم.

کتابی خریدم.

-در ترجمه ی ضمایر؛شناخت « صیغه؛متصل و منفصل بودن و حالت اعرابی آن ها » ضروری می باشد.

اَنتم تَکتبونَ واجباتکم :

شما تکالیفتان را می نویسید

انتم

منفصل مرفوع جمع مذکرمخاطب

« و» در تکتبون

متصل مرفوع جمع مذکر مخاطب

کم

متصل مجرور جمع مذکر مخاطب

-صفت مثنی و جمع به صورت مفرد ترجمه می شود(صفت در زبان فارسی به صورت مفرد ترجمه می شود اگر چه در زبان عربی مفرد نباشد).

مثنی

رَجلانِ قویانِ : دو مرد قوی

جمع

رجالٌ اَقویاء : مردان قوی

التِّلمیذتان ِالمجتهدتانِ : دو دانش آموز کوشا

التلامیذُ المجتهدونَ : دانش آموزان کوشا

– اگر اسمی هم مضاف الیه وهم صفت گرفته باشد در ترجمه فارسی بدین گونه عمل می کنیم.

اسم(موصوف) + مضاف الیه + صفت

عبادُ اللهِ الصالحونَ

بندگان شایسته ی خدا

– معمولاً کلمه « کل » ؛ با اسم مفرد (هر) و با اسم جمع (همه) ترجمه می شود؛ واگر تنوین داشته باشد

( هر یک ) معنی می شود.

مفرد

کلُّ طالبٍ

هر دانش آموزی

جمع

کلُّ طلابٍ

همه ی دانش آموزان

تنوین

کلٌ یَقولُ

هر یک می گوید.

– اسم اشاره ی مثنی و جمع اگر به همراه اسم دارای « ال » بیاید مفرد ترجمه می شود و هر گاه بدون« ال »باشد ؛ اسم اشاره طبق صیغه خود ترجمه می شود.

همراه (ال)

هذان الطالبانِ مُجتهدانِ

هولاءِ الطلابُ ؛ مجتهدونَ

این دانش آموزان ؛کوشا هستند.

بدون (ال)

هذان طالبانِ مُجتهدان

هولاء طلابٌ ؛ مجتهدونَ

اینها؛دانش آموزان کوشا هستند.

– اسم فاعل بصورت صفت فاعلی و اسم مفعول به صورت صفت مفعولی ترجمه می شود(یعنی از پسوند های صفت فاعلی « نده» و صفت مفعولی « شدن » استفاده می کنیم).

اسم فاعل

ناِصرٌ: یاری کننده

منذرٌ: بیم دهنده

اسم مفعول

مَنصورٌ: یاری شده

مُحترمٌ: احترام شده

-در ترجمه جمله اسمیّه که خبر آن مقدم از نوع جار و مجرور یا ظرف شده از فعل ( دارد ؛ داشت ) و مشتقات آن استفاده می کنیم؛(به عبارت دیگر حرف « ل » با فعل ( کان ) و بدون آن « داشتن » ترجمه می شود.)

ل + کان

یا لَیتَ لَنا کانت ثَروَةَ قارونَ

ای کاش ثروت قارون را داشتیم .

لی مَکتبهٌ صغیرةٌ   

کتابخانه کوچکی دارم

ل( بدون کان )

کان لی کتابٌ

کتابی داشتم.

-در ترجمه ی اسم مبالغه از قید« بسیار؛ پر؛… »استفاده می کنیم؛ مثال : هُوَ غَفّار=او بسیار آمرزنده است

استفاده از قید: بسیار

غَفّار

بسیار بخشنده

– اسم تفضیل همراه « من »صفت تفضیلی (تر) و بدون « من »صفت عالی (ترین) ترجمه می شود.

همراه من

هُوَ اَشجَعُ مِنکَ

او از تو شجاع تر است

(بدون من)

أحسن کتاب

بهترین کتاب

هُوَ اَشجَعُ النّاسِ

او شجاع ترین مردم است

– اسم های موصول خاص« الذی و التی ؛ الّذینَ و أللاتی »پس از اسم ها ئی که دارای « ال » هستند به معنی « که » می باشد و درغیر این صورت « کسی که و کسانی که»

پس از اسم دارای « ال »

بدون اسم دارای « ال »

اَلاِنسانُ الّذی یَجتَهِدُ یَنجَحُ:

انسانی که تلاش میکند موفق میشود

الّذی یَجتَهِدُ فَهُوَ یَنجَحُ:

کسی که تلاش می کند پس او موفق میشود.

ذَهَبتُ اِلَی اَلمَسجِدِ الَّذیِ قُربَ مَدرَسَتَنا:

به مسجدی که نزدیک مدرسه یمان بود؛رفتیم.

هُو َالَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الاَرضِ:

او کسی است که آسمان و زمین را آفرید.

ألتلامیذُ ألَّذینَ یَجتَهِدونَ یَنجَحونَ

دانش آموزانی که تلاش می کنند موفق می شوند.

-ضمایر منفصل منصوبی که در اول جمله به کار می روند در ترجمه آنها کلماتی از قبیل« تنها؛فقط و…» را اضافه می کنیم .

مانند : اِیّاکَ

اِیاّکَ نَعبُدُ

تنها ( فقط ) تو را عبادت میکنیم.

-در ترجمه ضمیر فصل(ضمیری که میان مبتدا و خبر معرفه بکار می رود)از تعابیری چون:« تنها ؛ همان ؛ان است که ؛چنین است و…»استفاده می کنیم.

مانند : هُم

اولئکَ هُم اَلمُفلِحُونَ

تنها آنها رستگار هستند.

– معدود ۳ تا ۱۰ جمع می باشد ولی به صورت مفرد ترجمه می شود(بطور کلی در زبان فارسی معدود فقط به حالت مفرد ترجمه می شود.)

خَمسَة کُتُبٍ: پنج کتاب

کتب جمع هست ولی مفرد ترجمه می شود.

-« عند » اگر ظرف مکان باشد به معنی ( نزد ) و اگر ظرف زمان باشد به معنی( به هنگام ؛ وقت ) ترجمه می شود ؛ و گاهی معادل فعل « داشتن » معنی می شود.

عِند

ظرف مکان باشد

به معنی : نزد

الکتابُ عِندَ الطالبِ

کتاب نزد دانش آموز است.

عِند

ظرف زمان باشد

به معنی : به هنگام ؛ وقت

نذهَبُ الی المَسجِدِ عنِدَ الغُرُوبِ

به هنگام غروب به مسجد می رویم.

عِند

معمولا در جمله اسمیّه

هر گاه خبر مقدم باشد.

به معنی : داشتن

کانَ عِندی کِتابٌ قیَمٌ

عِـنـــدی کُرّاسَةٌ.

– گاهی ظرف « هُناکَ » ( آنجا )به معنی « هست ؛ وجود دارد » ترجمه می شود.

هناک

هناک آمالٌ کثیرةٌ حَولَ نَجاحِ المُسلمینَ

آرزوهای زیادی پیرامون موفقیت مسلمانان وجود دارد.

هناک

هناک ِکتابٌ عَلیَ الکُرسی

کتابی روی صندلی هست.(وجود دارد)

– فعل مضارع بعد از ادوات نا صبه « ان ؛ کی ؛ لکی ؛ حتی ؛ ل » ( که ؛ تا ؛ تا اینکه ؛ برای اینکه ) غالبابه صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.

اِجتَهِدی اَیَّتُها الطّالِبَةُ کَی تَبلُغی هَدَفَکَ

ای دانش آموز تلاش کن تابه هدفت برسی

-حرف « لم » مضارع را به ماضی منفی یا ماضی ساده منفی تبدیل می کند.

لَم یَتَکاسَلنَ: مَا تَکاسَلنَ

تنبلی نکردند ( تنبلی نکرده اند )

– حرف « لما » مضارع را به ماضی نقلی منفی تبدیل می کند و اگر همراه فعل ماضی بیاید (هنگامی که ؛وقتی که ) ترجمه می شود که در این صورت اسم است.

لمّا + مضارع = (ماضی نقلی منفی)

لمّا یَفهَم

لمّا یَکتُب الطالبُ واجِبَهُ

هنوز نفهمیده است

هنوز دانش آموز تکلیفش را ننوشته است

لمّا + ماضی =(به معنی وقتی که؛هنگامی که)

لمّا رَاَیَ البُستانَ

وقتی که باغ را دید.

– حرف « لن » معنی مضارع را به منفی مستقبل تبدیل می کند و فعل مضارع با « س ؛ سوف » مستقبل ترجمه می شود؛و در ترجمه آن باید (خواهد) و مشتقات آن را ذکر نمود.

لَن + مضارع =

منفی مستقبل

لَن تَنالوا الِبرَّحَتّی تُنفِقُوا مِمّا تُحِبّونَ

به نیکی نخواهید رسید تا اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید

لَن یَذهبَ (مضارع منصوب)

نخواهد رفت.

-کلمه « کان » با فعل مضارع ماضی استمراری ترجمه می شود وبا فعل ماضی (همراه قد یا بدون آن ) ماضی بعید ترجمه می شود.

کانَ + مضارع = ماضی استمراری

کانَ + قد + ماضی = ماضی بعید

– اگر فعل شرط و جواب آن ماضی باشد غالبا به صورت مضارع التزامی و اخباری ترجمه می شود.

مَن طَلَبَ العُلی سَهِر َاللیالِی

هر کس بزرگی می جوید(بجوید)شب ها بیدار می ماند

اِن اَحسَنتُم؛ اَحسَنتُم لِاَنفِسِکم

اگر نیکی بکنید(می کنید)به خودتان نیکی می کنید

– کلمه « اذا » از ادوات شرط است ؛ که فعل ماضی بعد از آن به صورت مضارع ترجمه می شود و فعل مضارع خیلی کم به کار رفته است و معمولا در اشعار به خاطر ضرورت شعری آن را مجزوم می آورند در حالی که فعل مضارع را جزم نمی دهد.

اذا + فعل ماضی

اذا جَاءَ نَصرُالله و َالفَتحِ

وقتی یاری و فتح خدا می آید.

وقتی ازروستائی گذر کنم دستهایم کوچکترها را خفه می کند.

اذا + فعل مضارع

وَأللیلِ إذا یَغشَی

وزمانی که شب همه جا را فرا گیرد.

– نکات ترجمه ی عربی در اقسام فعل ماضی بدین قرار است:

کانَ + قَد + ماضی

کانَ قَد ذَهَبَ / کانَ ذَهَبَ

رفته بود

ماضی استمراری

کانَ + مضارع

التَلامیذُ کانوا یَذهَبون

دانش آموزان می رفتند

ماضی نقلی

قَد + ماضی

قَدکَتَبَ / قَدکَتَبتُ

نوشته است / نوشته ام

– بعد از فعل (قال )حرف جر «ب » بیاید؛در این صورت (قال)معنای « اعتقاد داشتن » می دهد.

إنَّ بَعضَ المُفَکِّرین کَأرَسطو قالوا بِإستِدارَةِ ألارضِ

یقیناً برخی از اندیشمندان همچون ارسطو اعتقاد داشتند که زمین می چرخد.

– حرف قد اگر به فعل ماضی داخل شود به معنی تحقیق یا تقریب می دهد.و اگر به فعل مضارع داخل شود به معنی تقلیل می باشد.

تقریب

قَد قامَت ألصلاة

هم اکنون نماز به پا شده است

مضارع

تقلیل یا شک

قد یَصِدقُ الکذوبُ

گاهی(شاید) دروغگو؛راست هم می گوید

هُوَ قَد یَنامُ فی ألنهار

او گاهی(شاید) در روز می خوابد

– غالبا برای منفی کردن فعل ماضی از « ما » و فعل مضارع از « لا » استفاده می شود.

دقت کنیم که حرف « ما » گاهی اسم استفهام و گاهی اسم موصول است که به قرائن موجود در جمله تمییزمی دهیم.

– در ترجمه ی فعل مجهول اغلب از فعل « شدن » استفاده می شود.

مانند: یُقالُ : گفته می شود

– فعل مضارع در جواب فعل طلب( امر؛ نهی )همراه « تا » به صورت التزامی ترجمه می شود.

اُحسِن اِلَی النّاسِ تَستَعبد قلُوبَهم

به مردم نیکی کن تا دل ها یشان را به د ست آوری

اُدعُونِی اَستَجِب لَکم

مرا بخوانید تا شما را اجا بت کنم.

لا تَکسَل تَنجَح

تنبلی نکن تا موفق شوی

– فعل « قام » همراه حرف جر( بـ )به معنی « انجام داد ؛ پرداخت ؛ اقدام کرد » ترجمه می شود.

قام الطلاب بتلاوه القران:دانش آموزان به تلاوت قرآن پرداختند.(قرآن تلاوت کردند)

-هر یک از باب های ثلاثی مزید معمولا برای معانی خاصی مورد استفاده قرار می گیرد که کاربرد هر یک به شرح زیر است:

اِفعال

تعدیه ( تبدیل فعل لازم به متعدی )

ذَهَبَ : رفت / اَذهَبَ : برد

تفعیل

تعدیه ( تبدیل فعل لازم به متعدی )

نَزَلَ : نازل شد / نَزَّلَ : نازل کرد

مفاعله

مشارکت یک طرفه ( میان فاعل ومفعول از کلمه با استفاده می کنیم )

کاتَبَ علیٌ صدیقَه : علی با دوستش نامه نگاری کرد

تفاعل

مشارکت دو طرفه ( ازکلماتی نظیرباهم؛با یکدیگراستفاده می کنیم )

تَضَارَبَ الرَّجلانِ : دو مرد با هم زدوخورد کردند

انفعال

همیشه برای مطاوعة ( اثر پذیری )

هَدَّمتُهُ فَإنهَدَمَ : آن را ویران کردم پس ویران شد

افتعال

اثر پذیری و گاهی متعدی

هُو اِکتَسَبَ العلمَ : او دانش به دست آورد

تفعل

اغلب برای اثر پذیری و گاهی برای متعدی

أدَّبتُه فَتَادَّبَ : اورا ادب کردم پس مودب شد

استفعال

همیشه برای طلب و در خواست

اَستغفُرالله :َ طلب بخشش و آمرزش از خدا می خواهم

-اغلب در ترجمه ی باب مفاعله از واژه « با » و در ترجمه باب تفاعل از واژه « با هم » استفاده می کنیم.

تَعاوَنَ النَّاسُ لِبِناءِ المَسجدِ : مردم برای ساختن مسجد با یکدیگر همکاری کردند

-گاهی در ترجمه ی مفعول به حرف متمم نیاز است و مفعول همراه « را » مفهوم خوبی ندارد.

بَلغتُ المنزلَ : به خانه رسیدم / سَالتُ المعلمَ : از معلم پرسیدم / جاءَ ه : نزد او آمد

جاهِدِ المشرکینَ : با مشرکان جهاد کن / نَالَ غایتَه : به هدف خود رسید

ترجمه ی عربی کنکور
– برخی از فعل های متعدی ؛ دو مفعولی هستند که در ترجمه این مفعول ها در یکی از نشانه ی « را »و در دیگری از متمم استفاده می کنیم؛افعال دو مفعولی مانند : رزق ؛ وهب ؛ زاد ؛ جعل ؛ اعطی ؛…

مثال

جعلته مدیرا

او را مدیر قرار دادم

در ترجمه ی افعال مقاربه « کادَ ؛ اوشَکَ ؛ عَسیَ ؛ اَخَذَ ؛ … » از الفاظی نظیر (نزدیک بود ؛ امید داشت ؛شروع کرد ؛ تقریباً ؛ چیزی نمانده…. ) استفاده می کنیم و خبر آن معادل مضارع التزامی ترجمه می شود.

کادَ الطفلُ یَسقطُ

نزدیک بود کودک بیافتد

– فعل مضارع را بعد از افعال شروع(اخذ ؛ بدا ؛ جعل ؛ شرع) می توان به صورت مصدر ترجمه کرد.

اَخَذَ قَلبی یَخفِقُ

اخذ: فعل شروع / یخفق : فعل مضارع

قلبم شروع به تپیدن کرد.

اخذ المعلمُ یُدرِّسُ

اخذ: فعل شروع / یدرس : فعل مضارع

معلم درس دادن را شروع کرد.

-حرف « أن » از حروف مشبهة بالفعل در وسط جمله ( که ؛ اینکه ) ترجمه می شود.

عَلِمتُ انَّها قدنَجَحَت فی الامتحانِ

دانستم اینکه او در امتحان قبول شده است.

– حرف « ل » ابتدا ؛ لامی که غالبا بر سر خبر ( ِانَّ ) می آید در معنی( مسلماً ؛ یقیناً ) ترجمه می شود.

ِانَّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ

مسلماً انسان در زیان کاری است.

– حرف « لا » ی نفی جنس معمولا « هیچ …. نیست » ترجمه می شود.

لا رجل فی البیت

هیچ مردی در خانه نیست

-« ِانَّما » ؛ از ادات حصراست و در ترجمه ی جمله ای که با آن شروع شده و بعد از آن اسم می باشد؛ابتدا ان اسم را ترجمه می کنیم و سپس(مسلماً ؛ فقط ؛ تنها) که معنای « انّما » می باشد می آوریم.

ِانَّما العزةُ لِلهِ وَرَسولِه َولِلموُمِنینَ

عزت فقط از آن خدا و پیا مبرش و مومنان است.

-برای ترجمه مفعول له(قید سبب) از کلماتی مانند « برای ؛ به خاطر ؛ به جهت ؛ … » استفاده می شود.

اَلمُومِنُ یَترکُ المعصیةَ حیاءً ِمن اَللهِ

مومن به خاطر شرم از خدا؛گناه را ترک می کند

-برای ترجمه ی مفعول مطلق تاکیدی از قیدهای تاکیدی چون « کاملاً ؛ حتماً ؛ قطعاً ؛ بی شک ؛ … »

مفعول مطلق تاکیدی

نَزَّلَ اَللهُ القُرانَ تَنزیلاً

یقینا خداوند قران را نازل کرد.

 و برای ترجمه مفعول مطلق نوعی (بیانی)از واژگانی چون « مانند؛ همچون؛ چون؛ به نیکی؛ بسیار؛ سخت ؛ … » استفاده می شود.

مفعول مطلق نوعی

یَعیشُ البَخیلُ عیشةَ الُفقراءِ

بخیل چون مستمندان زندگی می کند.

فاصِبر صبرًا جمیلاً

به نیکی صبر کن

– گاهی می توان در استثنای مفرغ( استثنائی که مستثنی منه آن حذف شده باشد )جمله را مثبت و به صورت موکد ترجمه کرد.

ما جَاءَ الا اَخو کَ

فقط برادرت آمد.

– در ترجمه تمییز نسبت از واژگانی چون «از نظر ؛ از جهت ؛ … » استفاده می شود.

تَقَدَّمَ الطالبُ َادَباً

دانش آموز از نظر ادب پیشرفت کرد.

– در ترجمه به انواع « من » توجه شود:

– « من » موصول ؛ به معنی کسی که

– « من »استفهام ؛ به معنی چه کسی

– « من » شرط ؛ به معنی هر کس

انواع ( من )

مثال

ترجمه

موصول

أحسِن إلَی مَن عَلَّمَتکَ

نیکی کن به کسی که حرفی به تو آموخت.

استفهام

مَن هُوَ؟

او کیست ؟

شرط

مَن یَعمَل ألخَیرَ یَنتَفِع به

هر کس کار نیکی انجام دهد به وسیله آن بهره مند می شود

-در ترجمه به انواع « ما » توجه شود:

۱ – ( ما )ی نفی : قبل از فعل ماضی می آید و آن را نفی می کند.

۲ – ( ما )ی موصول : به معنی چیزی که؛ آنچه که می باشد که بعد از آن جمله ی صله می آید.

۳ – ( ما )ی شرط : در جمله شرطیه می آید و در فعل مضارع بعد از خود را مجزوم می کند و به معنی هر آنچه می باشد.

۴ – ( ما )ی کافه : بعد از حروف مشبهة بالفعل « إنَّ ؛ أنَّ ؛ کأنَّ » می آید و عمل آنها را خنثی می کند.

۵ – ( ما )ی تعجب : معنی تعجب و شگفتی می دهد و بعد از آن کلمه ای بر وزن أفعل می آید.

۶ – ( ما )ی استفهام : در جمله ی پرسشی می آید ومعنی چه می دهد.

۷ – ( ما )ی شبیه به لیس : برسر جمله ی اسمیّه می آید ومعمولاً هیچ تغییری در مبتدا نمی دهد ولی خبر را منصوب می کند

و اتمام نکات ترجمه ی عربی کنکور ،امیدوارم که برای شما مفید باشد.

۰۹۳۹۲۱۱۷۸۰۶

اینستاگرام ما

سایت اینترنتی ما

لازم و متعدی

معلوم و مجهول

منصرف و غیر منصرف

معرب و مبنی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن